برای ایرانشناسی از کجا شروع کنیم؟
بهرام نصیری

بعضی دوستان در اینستاگرام ازم پرسیدن برای آشنایی با تاریخ، ادبیات و فرهنگ ایران بهتره چه کتابهایی بخونیم. من خودم رو در سطحی نمیبینم که بخوام به شما پیشنهادی بدم و صرفا یه علاقهمندم و چون بخش بزرگی از کتابهای اصلی ادبیات، فرهنگ و عرفان ایران رو خوندم، فکر میکنم بتونم یه راهنمایی بکنم که به کار دوستان و همراهان بیاد.
اگه بخوام کلی بگم، به کسی که تازه میخواد وارد دنیای ادبیات کلاسیک ایران بشه، اصلا پیشنهاد نمیکنم مستقیم سراغ متنهای اصلی بره. بهنظرم خوندن کتابهای گزیده، همراه با توضیح و بازگشایی معنا خیلی انتخاب بهتریه. مثلا نوشتههای محمدعلی موحد عالی هستن.
خمی از شراب روحانی، گزیدهای از گفتارهای شمس تبریزی با توضیحهای کوتاه و راهگشا. اسطرلاب حق هم گزیدهای از فیه ما فیه مولویه که اون هم همراه با شرح و توضیح و شروع خیلی مناسبه.
یا مثلا اگه شاهنامه میخونید و چند بخش اول رو تا داستان ضحاک پیش رفتید، بهتره برید سراغ کتاب ضحاک ماردوش نوشته سعیدی سیرجانی. چون بازخوانی و بررسی بسیار خوبی از بخشهای آغازین شاهنامه میده.
در کنار اینها، کتابهایی که خوشخوانتر و روانترن مثل دیوان حافظ، تذکرهالاولیا و منطقالطیر عطار، آثار نظامی و نوشتههای عزیز نسفی هم انتخابهای خوبیان، چون زبان روشنتر و شیرینتری دارن و گرهخوردگی زبانی و استعارههای گُنگ درشون کمتره. بهنظرم آثاری مثل نوشتههای فارسی سهروردی، مثنوی معنوی مولوی، خاقانی و این دست آثار، بهتره برای مراحل بعدی گذاشته بشن.
در کنار اینها، اگه واقعا به تاریخ و فرهنگ ایران دلبستهاید، اما وقت یا توان خوندن کتابهای قطور رو ندارید، دو نشریه ایراننامه و ایرانشناسی رو از دست ندید. هر یکی دو روز یک مقاله ازشون بخونید. نویسندگان معتبر و آگاه ایرانی در این نشریهها قلم زدن، بیشترشون دلبسته فرهنگ ایرانن و کمتر با نگاههای ایدئولوژیک قالبی روبهرو میشید.
اگه بخواید تخصصیتر پیش برید، تاریخ ادبیات ایران نوشته ذبیحالله صفا کار سترگ و بسیار ارزشمندیه. درسته هشت جلده، اما یکی از پایهایترین پژوهشها درباره تاریخ و فرهنگ ایرانیه. در مجموع، در کنار متنهای اصلی، خوندن آثار عبدالحسین زرینکوب، مجتبی مینوی، مهرداد بهار، شفیعی کدکنی، فروزانفر، نولدکه و کریستینسن دید و دریافت خیلی دقیقتری به آدم میده. بهویژه اگه به فرهنگ ایران پیش از اسلام و نوشتههای زرتشتی علاقه دارید، تمام آثار ابراهیم پورداوود رو بخونید؛ نوشتههاش واقعا درجه یکه.
فقط یک نکته: بهتره نوشتههای پژوهشگران روسی و مارکسیست رو با احتیاط بخونید یا اصلا سراغشون نرید. نگاهشون به تاریخ و فرهنگ ایران بیشتر قالبی و از پیش ساختهست؛ طوری که همهچیز باید به زور با الگوهای ثابت طبقاتی و تاریخیشون جور دربیاد. لباس رو از قبل دوختن و میخوان به تن همه بپوشونن؛ حالا چه تنگ باشه، چه گشاد، چه اصلا اندازه این تن نباشه. تاریخ و فرهنگ ایران اونقدر گسترده و پیچیدهست که توی یک الگوی آماده جا نمیشه.
نویسنده و پژوهشگر معتبر کم نداریم. از ژاله آموزگار و فضلالله مجتبایی گرفته تا مسکوب، زریاب خویی، نصرالله فلسفی، یاحقی، جلال خالقی مطلق و دهها نام دیگه. بهنظرم، بهترین جا برای آشنایی با این چهرهها همون نشریههای ایراننامه و ایرانشناسیه. شرقشناسان و ایرانشناسان غربی هم زیادن با آثار درجه یک. از آنماری شیمل گرفته تا هانری کربن، گیرشمن، ادوارد براوون، نولدکه، کریستینسن و غیره که خوندن کتابهای این افراد دید خیلی خوبی به ما در شناخت تاریخ و فرهنگ ایران میده.
نظرات
برای ثبت نظر وارد حساب شوید.
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باشید.
