بهرام نصیری
3 دقیقه مطالعهتاریخ

چرا ایران‌ستیزی؟

بهرام نصیری

حرفای ابلهانه محسن نامجو درباره تاریخ و فرهنگ ایران

نمی‌دونم این حجم از ایران‌ستیزی و عقده دقیقاً از کجا میاد. نقد اشکال نداره، ولی وقتی درباره تاریخ حرف می‌زنی حداقل باید یه آشنایی حداقلی در حد کتاب‌های راهنمایی و متوسطه با منابع داشته باشی. اینکه فکر کنی یونان، هومر و فیثاغورث داشته و ما نداشتیم، پس ما عقب‌افتاده بودیم و تمدن نداشتیم، این ساده‌سازی احمقانه و ابلهانه هست، نه تحلیل تاریخی.

سروده‌های زرتشت یعنی گاهان، از کهن‌ترین لایه‌های زبان‌های هندواروپایی به شمار می‌رن و بر اساس پژوهش‌های زبان‌شناسی تاریخی معمولاً به هزاره اول یا حتی دوم پیش از میلاد نسبت داده می‌شن. اوستا، یشت‌ها، یسنا و بعدها متونی مثل دینکرد، بندهش، مینوی خرد، ارداویراف‌نامه و آثار پهلوی ساسانی و اشکانی و حتی سنت خدای‌نامه‌ها رو داریم. در مورد آثار مانوی هم نیازی به گفتن نیست که جزو اسناد بسیار معتبر هست که در دوره معاصر کشف شده.

اگه کسی بگه این‌ها چون در سده‌های پس از میلاد گردآوری یا تدوین شدن ارزش ندارن، همین معیار باید درباره متون یونانی و رومی هم به کار بره؛ چون آثار ارسطو، هرودوت و دیگران هم عمدتا از طریق نسخه‌های بازنویسی‌شده قرون بعد، به‌ویژه دوره هلنیستی و سپس نسخه‌های بیزانسی و قرون وسطی به ما رسیدن، نه نسخهٔ اصلِ هم‌عصر نویسنده. انتقال متن در دنیای باستان تقریبا همیشه با بازنویسی و نسخه‌برداری همراه بوده.

ارزش تمدن یونان و روم سر جاشه و خودم عاشق فرهنگ یونان و روم باستانم. اتفاقا ایرانی‌ها نقش مهمی در انتقال و حفظ سنت فلسفی یونان داشتن. همزمان با گسترش اسلام، جریان ترجمه در بغداد و مراکز فرهنگی ایران باعث شد بخش بزرگی از میراث یونانی از طریق مترجمان ایرانی یا ایران‌تبار به عربی و فارسی منتقل بشه. چهره‌هایی مثل فارابی، ابن‌سینا و بعدتر سهروردی فقط شارح نبودن، بلکه نظام فلسفی مستقل هم ساختن. این تعامل یک‌طرفه نبوده.

حالا یه سؤال ساده: قدیمی‌ترین نسخه‌های نوشتاری از آثار فیلسوفان یونانی روی پاپیروس یا پوست بوده. خب فرق پاپیروس با سنگ‌نوشته چیه؟ فرمان داریوش روی سنگ حک بشه کم‌ارزشه، اما اگه آثار یونانی روی پاپیروس باشه میشه تمدن؟ سنگ‌نوشته بیستون یک سند چندزبانه رسمی از سده ششم پیش از میلاده که از نظر تاریخ‌نگاری و زبان‌شناسی منبع درجه‌یک محسوب میشه. این نوشتاره، حتی اگه ژانرش فلسفه نباشه.

مگه تمدن فقط نوشتار و شعره؟ آثار معماری و پل و نقش برجسته و هنری و مهندسی جزو مظاهر تمدن نیست؟ تمدن فقط فلسفه‌ و شعر نیست. پزشکی، سازمان اداری، نظام حقوقی، حسابداری، مهندسی، همه‌ش جزو مظاهر تمدنه. هزاران لوح گِلی باروی تخت‌جمشید (الواح اداری پارسه) که مربوط به دوره هخامنشیه، اطلاعات دقیق از نظام اقتصادی، جیره‌بندی، نیروی کار و مدیریت منابع می‌ده. این‌ها اسناد عینی یک ساختار پیشرفته اداری، سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگیه.

من عاشق فرهنگ ایرانم، نه از سر تعصب کور، بلکه چون آثار کلاسیک جهان رو تا حد وسعم خوندم؛ از افلاطون و ایلیاد و اودیسه گرفته تا متون هندی و چینی مثلا اپانیشادها و سوتره‌های بودایی و چینی و غیره. با همین سواد اندکم می‌گم ایران در تاریخ حرف برای گفتن زیاد داشته. تقریبا همه مورخان بر نقش مستقل و اثرگذار ایران در کنار چین، هند، مصر، یونان، روم و میان‌رودان تأکید دارن. ایران بدون میان‌رودان فهم نمی‌شه و میان‌رودان و یونان و حتی روم هم بدون ایران ناقصه.

شما حرف تجزیه‌طلب‌ها مثل پانتورک‌ها و پان‌کردها رو مقایسه کنید با حرفای محسن نامجو. عجیبه که مو نمی‌زنه. انگار کامنت بلندبالای یه تجزیه‌طلب رو خونده و اومده این حرفا رو زده. سهروردی و فردوسی هیچی حالیشون نبوده که دغدغه ایران فرهنگی و تاریخ باستان داشتن؟ توی دگوری بنگی شپشو می‌فهمی که هر جا میری حدیث بنگ و افیونه. مهرداد بهار تفکرات تقریبا چپی داشته، اما به اندازه ده‌ها برابر عاشقان فرهنگ ایران، به ایران و فرهنگ و تاریخش خدمت کرده. چپ باش، اما چپ با اصل و نصب، نه این‌چنین مبتذل و سبک‌مغز و خرفت 🙌

برچسب‌ها:ایران‌ستیزیمحسن نامجوتجزیه‌طلبی

نظرات

برای ثبت نظر وارد حساب شوید.

فریبرز · ۱۹ مرداد ۱۴۰۵

این که اصلا تعطیله. اینا ضد ایران و فرهنگ و تاریخش هستن بقیش ادا اطواره