بهرام نصیری
1 دقیقه مطالعهادبیات

هویت تاریخی ایرانیان

بهرام نصیری

Ethnic Identity in Iran

Richard N.Frye / Harvard University

این یه مقاله انگلیسی کوتاه خیلی مهم و معتبر از ریچارد فرای ایران‌شناس بزرگ درباره هویت تاریخی ایرانیان هست که واقعا ارزش خوندن داره. فرای می‌گه قبل از اینکه مفهوم ملت به شکل امروزی به وجود بیاد، توی ایران باستان یک نوع همبستگی بر پایه زبان و فرهنگ شکل گرفته بود. می‌گه در دوره هخامنشی، گویش پارسیِ دربار کم‌کم نقش زبان مشترک رو بین قبایل ایرانی پیدا کرد و همین باعث شد یک حس پیوستگی بین گروه‌های مختلف به وجود بیاد. یعنی فراتر از قبیله و طایفه، یه چارچوب بزرگ‌تر شکل گرفت.

جالب‌تر اینکه فرای تأکید می‌کنه این پیوستگی فقط سیاسی نبود، بلکه زبان و دین کنار هم باعث شدن یک حافظه مشترک تاریخی ساخته بشه. بعدتر هم در دوره ساسانی، فارسی به عنوان زبان رسمی و فرهنگی حتی بیرون از مرزهای سیاسی ایران گسترش پیدا کرد و همین استمرار زبانی کمک کرد هویت ایرانی با وجود فراز و نشیب‌های سیاسی از بین نره. خلاصه اینکه اگر کسی می‌خواد درباره ریشه‌های هویت ایرانی حرف بزنه، این مقاله یکی از منابع جدی و قابل اتکاست و بهتره اول اون رو بخونه بعد نظر بده.

ریچارد فرایایرانهویتتاریخ ایران
1 دقیقه مطالعهیادداشت

منطق تجزیه‌طلبی

بهرام نصیری

وقتی بعضی حرف‌های تجزیه‌طلب‌ها رو می‌شنوم واقعا شگفت‌زده می‌شم که دقیقا چه منطقی پشت این حرف‌هاست. برای من قابل فهم نیست.

فرض کن توی یک ساختمون پنج‌طبقه با ده واحد زندگی می‌کنی؛ از روز اول هم در ساختنش نقش داشتی. هم مالک بخشی از زمین هستی، هم واحد مستقل خودت رو داری. از پارکینگ، انباری، فضای سبز، راه‌پله و آسانسور هم طبق حق طبیعی‌ات استفاده می‌کنی، چون همه این‌ها جزو مشاعات ساختمونه و سهم تو هم هست.

بعد بیای بگی نه، من فقط طبقه دومِ سمت خیابون مال خودمه، می‌خوام از پنجره یه پله بزنم بیرون و ارتباطم رو با بقیه ساختمون قطع کنم.

در حالی که غیر از واحدهای مستقل، بقیه قسمت‌های ساختمون مشترکه و سهم تو هم توش محفوظِ. جدا شدن به این سادگی نیست که فقط درِ واحدت رو ببندی و فکر کنی دیگه هیچ پیوندی وجود نداره.

در مقیاس یک کشور، موضوع حتی پیچیده‌تر هم هست. اقتصاد، منابع طبیعی، زیرساخت‌ها، شبکه‌های حمل‌ونقل، امنیت، سرمایه انسانی و حتی پیوندهای فرهنگی در طول قرن‌ها در هم تنیده شده‌. جدایی صرفا یک تصمیم احساسی یا نمادین نیست، یک فرایند حقوقی، اقتصادی و امنیتی بسیار پیچیده هست که پیامدهای بلندمدت و معمولا خون‌بار داره که هزینه جانی و مالیش رو مردم عادی طی ده‌ها سال باید بدن. برای همین فکر نکنم تجزیه‌طلب‌ها بهره هوشی بالایی داشته باشن.

تجزیه‌طلبیپان‌هاپان‌ترکپان‌کرد
3 دقیقه مطالعهتاریخ

چرا ایران‌ستیزی؟

بهرام نصیری

حرفای ابلهانه محسن نامجو درباره تاریخ و فرهنگ ایران

نمی‌دونم این حجم از ایران‌ستیزی و عقده دقیقاً از کجا میاد. نقد اشکال نداره، ولی وقتی درباره تاریخ حرف می‌زنی حداقل باید یه آشنایی حداقلی در حد کتاب‌های راهنمایی و متوسطه با منابع داشته باشی. اینکه فکر کنی یونان، هومر و فیثاغورث داشته و ما نداشتیم، پس ما عقب‌افتاده بودیم و تمدن نداشتیم، این ساده‌سازی احمقانه و ابلهانه هست، نه تحلیل تاریخی.

سروده‌های زرتشت یعنی گاهان، از کهن‌ترین لایه‌های زبان‌های هندواروپایی به شمار می‌رن و بر اساس پژوهش‌های زبان‌شناسی تاریخی معمولاً به هزاره اول یا حتی دوم پیش از میلاد نسبت داده می‌شن. اوستا، یشت‌ها، یسنا و بعدها متونی مثل دینکرد، بندهش، مینوی خرد، ارداویراف‌نامه و آثار پهلوی ساسانی و اشکانی و حتی سنت خدای‌نامه‌ها رو داریم. در مورد آثار مانوی هم نیازی به گفتن نیست که جزو اسناد بسیار معتبر هست که در دوره معاصر کشف شده.

اگه کسی بگه این‌ها چون در سده‌های پس از میلاد گردآوری یا تدوین شدن ارزش ندارن، همین معیار باید درباره متون یونانی و رومی هم به کار بره؛ چون آثار ارسطو، هرودوت و دیگران هم عمدتا از طریق نسخه‌های بازنویسی‌شده قرون بعد، به‌ویژه دوره هلنیستی و سپس نسخه‌های بیزانسی و قرون وسطی به ما رسیدن، نه نسخهٔ اصلِ هم‌عصر نویسنده. انتقال متن در دنیای باستان تقریبا همیشه با بازنویسی و نسخه‌برداری همراه بوده.

ارزش تمدن یونان و روم سر جاشه و خودم عاشق فرهنگ یونان و روم باستانم. اتفاقا ایرانی‌ها نقش مهمی در انتقال و حفظ سنت فلسفی یونان داشتن. همزمان با گسترش اسلام، جریان ترجمه در بغداد و مراکز فرهنگی ایران باعث شد بخش بزرگی از میراث یونانی از طریق مترجمان ایرانی یا ایران‌تبار به عربی و فارسی منتقل بشه. چهره‌هایی مثل فارابی، ابن‌سینا و بعدتر سهروردی فقط شارح نبودن، بلکه نظام فلسفی مستقل هم ساختن. این تعامل یک‌طرفه نبوده.

حالا یه سؤال ساده: قدیمی‌ترین نسخه‌های نوشتاری از آثار فیلسوفان یونانی روی پاپیروس یا پوست بوده. خب فرق پاپیروس با سنگ‌نوشته چیه؟ فرمان داریوش روی سنگ حک بشه کم‌ارزشه، اما اگه آثار یونانی روی پاپیروس باشه میشه تمدن؟ سنگ‌نوشته بیستون یک سند چندزبانه رسمی از سده ششم پیش از میلاده که از نظر تاریخ‌نگاری و زبان‌شناسی منبع درجه‌یک محسوب میشه. این نوشتاره، حتی اگه ژانرش فلسفه نباشه.

مگه تمدن فقط نوشتار و شعره؟ آثار معماری و پل و نقش برجسته و هنری و مهندسی جزو مظاهر تمدن نیست؟ تمدن فقط فلسفه‌ و شعر نیست. پزشکی، سازمان اداری، نظام حقوقی، حسابداری، مهندسی، همه‌ش جزو مظاهر تمدنه. هزاران لوح گِلی باروی تخت‌جمشید (الواح اداری پارسه) که مربوط به دوره هخامنشیه، اطلاعات دقیق از نظام اقتصادی، جیره‌بندی، نیروی کار و مدیریت منابع می‌ده. این‌ها اسناد عینی یک ساختار پیشرفته اداری، سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگیه.

من عاشق فرهنگ ایرانم، نه از سر تعصب کور، بلکه چون آثار کلاسیک جهان رو تا حد وسعم خوندم؛ از افلاطون و ایلیاد و اودیسه گرفته تا متون هندی و چینی مثلا اپانیشادها و سوتره‌های بودایی و چینی و غیره. با همین سواد اندکم می‌گم ایران در تاریخ حرف برای گفتن زیاد داشته. تقریبا همه مورخان بر نقش مستقل و اثرگذار ایران در کنار چین، هند، مصر، یونان، روم و میان‌رودان تأکید دارن. ایران بدون میان‌رودان فهم نمی‌شه و میان‌رودان و یونان و حتی روم هم بدون ایران ناقصه.

شما حرف تجزیه‌طلب‌ها مثل پانتورک‌ها و پان‌کردها رو مقایسه کنید با حرفای محسن نامجو. عجیبه که مو نمی‌زنه. انگار کامنت بلندبالای یه تجزیه‌طلب رو خونده و اومده این حرفا رو زده. سهروردی و فردوسی هیچی حالیشون نبوده که دغدغه ایران فرهنگی و تاریخ باستان داشتن؟ توی دگوری بنگی شپشو می‌فهمی که هر جا میری حدیث بنگ و افیونه. مهرداد بهار تفکرات تقریبا چپی داشته، اما به اندازه ده‌ها برابر عاشقان فرهنگ ایران، به ایران و فرهنگ و تاریخش خدمت کرده. چپ باش، اما چپ با اصل و نصب، نه این‌چنین مبتذل و سبک‌مغز و خرفت 🙌

ایران‌ستیزیمحسن نامجوتجزیه‌طلبی
2 دقیقه مطالعهروان‌شناسی

افسردگی

بهرام نصیری

من از اینایی که به افسردگی مردم دامن می‌زنن متنفرم. شرایط روانی مردم الزاما اسمش افسردگی نیست. غم، ناراحتی، خشم، تروما، ناامیدی یا هر چیز دیگه‌ای می‌تونه باشه، اما این‌ها با افسردگی بالینی یکی نیست. افسردگی یک اختلال جدیه که معیار و تشخیص مشخص داره و زمان‌بره.

به‌نظرم یکی از افسرده‌کننده‌ترین کارها اینه که مدام مردم رو با خودِ مفهوم افسردگی بمباران کنیم. خود این کلمه افسردگی بار روانی سنگینی داره. این‌قدر توی تریبون‌ها و صفحه‌ها روی این واژه مانور ندین. یکی میگه به جایی رسیدیم که باید توی آب شهری فلوکستین بریزن. این شوخی‌ها عادی‌سازیِ حالِ بد نیست، بلکه تثبیتشه.

بابا این‌قدر ادای آدم‌های کاملا داغون رو درنیارین. اینا رو می‌بینم یاد بعضی عشاق قدیم می‌افتم که با آهنگ‌های غم‌زده داریوش حال خودشون رو بدتر می‌کردن. به‌جای این‌که برای رسیدن به عشق‌شون بجنگن و مسئولیت سختی‌ها رو بپذیرن، می‌رفتن توی انفعال و خودویرانگری. یه گوشه می‌نشستن، مواد می‌زدن، حال و روان‌شون رو بیشتر تخریب می‌کردن و بعد هم در سوز و گداز عشق نافرجام می‌سوختن و جفنگ می‌بافتن؛ بعضی‌هاشون هم خیال می‌کردن این یعنی عمق و شاعرانگی. حال بد و غم و تروما و ناراحتی شدید جمعی رو باید فهمید و درمان کرد، نه این‌که با برچسب‌زدن و تکرار بی‌وقفه، تبدیلش کرد به هویت جمعی.

یکی از دلایل اصلی افسردگی و خستگی در دنیای امروز فاصله گرفتن از نظم و هارمونی طبیعت هست. یعنی تمام چیزهایی که می‌شنویم، می‌بینیم و حس می‌کنیم پیوندی با طبیعت ندارد. مثلا شکل دایره توی طبیعت به وفور دیده می‌شود. شکل سنگ‌ها، خورشید، انواع میوه‌ها و صدها چیز دیگر.

اما توی طبیعت می‌تونید شکل مستطیل یا مربع پیدا کنید؟ به‌ندرت چنین اشکالی توی طبیعت پیدا می‌شوند. حالا یک زندگی آپارتمانی را تصور کنید. چقدر از شکل طبیعی دایره استفاده میشه توی معماری یک آپارتمان یا فضای داخلی خانه؟ می‌تونیم بگیم هیچ یا به ندرت از اشکال نزدیک به دایره استفاده میشه. اما مربع و مستطیل چه؟ تلویزیون، قاب، چارچوب در، پنجره‌ها، مبل‌ها، میز وسط، تخت و هر چیزی که می‌بینیم اشکال نزدیک به مستطیل و مربع و مثلث‌ها دارند. اشکالی که جزو هندسه اقلیدسی هستن و می‌تونیم بگیم توی طبیعت وجود ندارن.

خیلی از ما چاره‌ای جز زندگی آپارتمانی نداریم. اما برای رهایی از دست این اشکال تکراری و خسته کننده، می‌تونیم توی فضا‌سازی داخلی از اشکال طبیعی مثل دایره‌ها یا حتی بی‌نظمی موجود در طبیعت استفاده کنیم.

«مطالعه بیشتر: آشنایی با هندسه برخالی / گوردون نایجل لسمویر»

1 دقیقه مطالعهفلسفه

روشنگری چیست؟

بهرام نصیری

مشکل اصلی ما نادانی نیست، بلکه نداشتن شجاعت برای استفاده از فهم و خرد خودمان است. جرات داشته باش و فهم و خرد خودت را به‌کار بگیر. اگه می‌خواین یه نوشته فلسفی در کل دوران زندگیتون بخونید، این مقاله‌ی خیلی کوتاه کانت درباره‌ی «روشنگری» رو حتما بخونید، که یکی از مهمترین نوشتارهای تاریخ بشر است و تاثیری فراتر از تصور در دنیای اندیشه، سیاست، فرهنگ و تاریخ مدرن ما گذاشته. از اون متن‌هایی‌ هست که ظاهر ساده داره، اما مسیر اندیشه مدرن را زیرورو کرده. تأثیر این متن کوتاه بعدا در کار اندیشمندان بزرگی مثل هابرماس در نظریه حوزه عمومی، فوکو و به ویژه اندیشمند خوش‌فکر و دوست داشتنی هانا‌آرنت و جان‌ رالز و صدها و هزاران فیلسوف و نویسنده دیگر زیاد بوده. در نگاه اول یک مقاله‌ی چندبرگی است، اما در واقع یکی از محورهای اصلی تبدیل‌شدن انسان سنتی به انسان مدرن است. انسانی که دیگر منتظر نیست کسی برایش فکر کند، بلکه خودش مسئول اندیشیدن می‌شود.

کانتروشنگریمدرنیسم