بهرام نصیری
1 دقیقه مطالعهیادداشت

منطق تجزیه‌طلبی

بهرام نصیری

وقتی بعضی حرف‌های تجزیه‌طلب‌ها رو می‌شنوم واقعا شگفت‌زده می‌شم که دقیقا چه منطقی پشت این حرف‌هاست. برای من قابل فهم نیست.

فرض کن توی یک ساختمون پنج‌طبقه با ده واحد زندگی می‌کنی؛ از روز اول هم در ساختنش نقش داشتی. هم مالک بخشی از زمین هستی، هم واحد مستقل خودت رو داری. از پارکینگ، انباری، فضای سبز، راه‌پله و آسانسور هم طبق حق طبیعی‌ات استفاده می‌کنی، چون همه این‌ها جزو مشاعات ساختمونه و سهم تو هم هست.

بعد بیای بگی نه، من فقط طبقه دومِ سمت خیابون مال خودمه، می‌خوام از پنجره یه پله بزنم بیرون و ارتباطم رو با بقیه ساختمون قطع کنم.

در حالی که غیر از واحدهای مستقل، بقیه قسمت‌های ساختمون مشترکه و سهم تو هم توش محفوظِ. جدا شدن به این سادگی نیست که فقط درِ واحدت رو ببندی و فکر کنی دیگه هیچ پیوندی وجود نداره.

در مقیاس یک کشور، موضوع حتی پیچیده‌تر هم هست. اقتصاد، منابع طبیعی، زیرساخت‌ها، شبکه‌های حمل‌ونقل، امنیت، سرمایه انسانی و حتی پیوندهای فرهنگی در طول قرن‌ها در هم تنیده شده‌. جدایی صرفا یک تصمیم احساسی یا نمادین نیست، یک فرایند حقوقی، اقتصادی و امنیتی بسیار پیچیده هست که پیامدهای بلندمدت و معمولا خون‌بار داره که هزینه جانی و مالیش رو مردم عادی طی ده‌ها سال باید بدن. برای همین فکر نکنم تجزیه‌طلب‌ها بهره هوشی بالایی داشته باشن.

برچسب‌ها:تجزیه‌طلبیپان‌هاپان‌ترکپان‌کرد

نظرات

برای ثبت نظر وارد حساب شوید.

هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باشید.